"چشمها را باید شست،جور دیگر نگریست"تابصیر بود.

موضوعات
لینک دوستان
آخرین مطالب
برچسب ها
دیگر موارد
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


نسبت «مشایی» و «فراماسونری»
نویسنده : دیده بان
دوشنبه 29 فروردین 1390

پیام فضلی نژاد - پژوهشگر موسسه کیهان:


سخنرانی آیت الله «محمد تقی مصباح یزدی»را پیرامون بازتولید تشكیلات فراماسونری در ایران كه روز 24 فروردین 1390 در جمع مسئولان «شورای عالی زنان» ایراد شد، باید یكی از مهمترین سخنرانیهای تاریخ سیاسی معاصر دانست؛ چه اینكه نمادها و نشانههای معرفتی- سیاسی دو دهه گذشته حكایت از ظهور پدیدهای به نام «كودتای ایدئولوژیك ماسونها» در ایران دارد كه در تحلیلهای امنیتی، موفقیت چنین كودتایی را «شرط لازم» برای «سقوط فیزیكال» یك نظام سیاسی میدانند. هر چند دو ماه پیش نیز یكی از نزدیكان آیتالله مصباح یزدی در گفتگویی خبر از نقطه نظرات ایشان پیرامون «افزایش نفوذ جریان فرهنگی فراماسونری در بدنه دولت» داده بود، اما اینبار اشارات صریح رییس «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)» به شاخصهای این فرقه نفوذی و مقایسه تطبیقی آن با رویكردهای شبهمعرفتی مانند «مكتب ایرانی» و «ملیگرایی» سبب شد تا دوباره حساسیت پیرامون كاركرد فراماسونری در ایران از حاشیه بحثهای تئوریك به متن مسائل سیاسی كشور بیاید.
گویی تاریخ هم برای «آیتالله» - كه نه تنها «فقیه» بلكه «فیلسوفی الهی» است – و هم برای ما تكرار میشود. او یكبار پیشتر در پایان دهه 1370 با ارائه سلسله گفتارهای انتقادی خود پیش از خطبههای نماز جمعه تهران علیه گفتمان ماسونی اصلاحطلبان شوریده بود و اكنون نیز در روزهای آغازین دهه 1390 بار دیگر با اتخاذ موضعی بههنگام علیه بازتولید ایدئولوژی و تشكیلات فراماسونری در ایران به میدان آمده است. با این تفاوت كه یك دهه پیش، آیتالله «مصباح یزدی» به «خودیها» پیرامون نفوذ «غیرخودیها» هشدار داد، اما نگرانی امروز او از «نفوذ ماسونها در جریان خودی» است؛ هر چند محور هر دو هشدار آیتالله به فاصله یك دهه، ظهور قرائتهای التقاطی دینی از «اسلام سكولار» و «نسبیگرایی» تا «مكتب ]اسلام[ ایرانی» و «ملیگرایی» است. هشدار آیتالله روشن است: نزاع میان «اسلام آمریكایی» با «اسلام ناب محمدی(ص)» با صورتی نوین و ماهیتی ثابت برای «تجزیه دین» - این بار توسط فرقه مشائیه- ادامه دارد و بنابر آموزههای امام خمینی(ره) نباید از این دشوارترین «جنگ عقیدتی» میان حق و باطل غافل بود. برای همین آیتالله مصباح یزدی میگوید: «خطری كه من احساس میكنم شدیدترین خطری است كه تاكنون اسلام را تهدید كرده است و آن هم از سوی نفوذیهایی است كه در بین خودیها در حال رشد هستند.»

فراماسونری؛ از لندن تا تهران
ظهور لژهای سری فراماسونری را در جهان باید در دهههای 1650 و 1660 میلادی در «دانشگاه آكسفورد» انگلستان جستجو كرد؛ دانشگاهی كه هفته گذشته نیز نامش به سبب حمایت از «مهدی هاشمی» در صدر اخبار جنجالی قرار گرفت. دانشمندانی مانند «اسحاق نیوتن» و فلاسفه تجربهگرا مانند «جان لاك» - كه تئوری «جامعه مدنی» او در نیمه دهه 1370 به شعار اصلاحطلبان و دولت «سیدمحمد خاتمی» بدل گشت - از نخستین كسانی بودند كه با تاسیس انجمنهای مخفی زمینههای رشد فراماسونری را فراهم ساختند و با تولید «مبانی نظری سرمایهداری» به تدوین ایدئولوژی ماسونی كمك كردند. فراماسونری در اروپای قرن هفدهم، از یك سو مبنایی ایدئولوژیك و زیربنایی معرفتی یافت كه پروتستانهای مسیحی آن را بر شاخصهای «لیبرالیسم كلاسیك» (با تكیه بر مالكیت خصوصی و مشروعیت سرمایهداری) و «اومانیسم الحادی» (با تكیه بر انسانمحوری و انكار فطرت الهی) بنا كردند؛ پیشروان آن شعار «عشق به انسان» و واژگان سهگانه «آزادی، برابری، برادری» را با نوعی از «معنویت یهودی» (كابالیستی/ صهیونیستی) و «تساهل مذهبی« درآمیختند و سرانجام از دل رواج این مبانی تئوریك، در دهه 1680 یك تجدیدنظرطلبی بزرگ و سپس كودتایی ایدئولوژیك علیه آئین مسیحیت آغاز گشت كه به تحولات موسوم به «انقلاب باشكوه» 1688.م انگلستان رسید؛ این اولین «انقلاب مدرن» به روایت اصلاحطلبان سكولار، اما در واقع نخستین «كودتای ماسونی» در جهان بود و از قضاء توسط «حزب سبزهای انگلستان» (حزب ویگها) و سرمایهداران یهودی به وقوع پیوست و نخستین حلقه از كودتاهایی بود كه موج آن به فرانسه و سپس آمریكا در سال 1789.م رسید.

دین و فراماسونری در ایران معاصر

اگرچه موج ترویج ایدئولوژی ماسونی با دستور «جرج سوم» پادشاه انگلستان به «سر گوراوزلی» (سفیر وقت بریتانیا در تهران) به ایران نیز رسید، اما تاسیس «انجمن مخفی فراموشخانه» توسط «میرزا ملكم خان ارمنی» را در سال 1275ه.ق نخستین تكاپوی رسمی- تشكیلاتی فراماسونرها میدانند كه برای ساخت طبقه روشنفكران سكولار (غیردینی/ عرفی) و گسترش فلسفه اومانیستی پدید آمد تا به روایت ملكمخان، این روشنفكران از دل قرآن و با استفاده ابزاری از اسلام به صورتبندی گفتمان لیبرالیستی بپردازند؛ گفتمانی التقاطی كه با شعار «رنساس اسلامی» به پیدایش «اسلام لیبرال» انجامید و در تحولات منتهی به «انقلاب مشروطه» نیز نقشآفرین بود. یكی از كلیدیترین بخشهای سخنرانی آیتالله مصباح یزدی معطوف به همین بازه زمانی و شیوه عمل ماسونها است، چنانكه این فیلسوفِ متأله معاصر از رهگذر مقایسه تطبیقی میان دوران مشروطه با عصر پس از انقلاب اسلامی میگوید: «امروزه در درون جامعه ما تشكیلات فراماسونری در حال شكل گرفتن است و همانطور كه در دوران مشروطه، فراماسونری با شعار قرآن و اسلام پیش آمد، امروز نیز فراماسونری با شعارهای اسلام و انقلاب جلوه میكند و تحت پوشش آن حرف خود را بیان میكند، یعنی قالب را حفظ و محتوا را عوض میكند.»

ماسونهای ایران هیچگاه از روش میرزا ملكمخان برای «استفاده ابزاری از دین» عدول نكردند و در طول سه دهه تاریخ انقلاب اسلامی كوشیدند تا اصول موضوعه گفتمان لیبرال سرمایهداری را از دل اسلام استخراج و استنتاج كنند و تئوریهای ماسونی را با مستندات قرآنی درآمیزند تا تجدیدنظرطلبی ایدئولوژیك خود را به نام «اصلاحطلبی دینی» پیش ببرند، چرا كه به روایت «مصطفی ملكیان» (ایدئولوگ جریان موسوم به روشنفكری دینی) هیچ گفتمانی در ایران بدون اتكاء به ادبیات دینی رشد نخواهد كرد و حتی لائیكها نیز برای گسترش آراء خود راهی جز استفاده از ادبیات مذهبی ندارند. این همان روشی بود كه «عبدالكریم سروش» و «محمد مجتهد شبستری» برای صورتبندی تئوری »دین سكولار» از پایان دهه 1360 در حلقه ماهنامه «كیهان فرهنگی» پیش گرفتند. سروش از اردیبهشت 1367 تا هنگام توقف انتشار «كیهان فرهنگی» در زمستان 1369 به انتشار سلسله گفتارهای «قبض و بسط تئوریك شریعت» پرداخت كه در آن تمام اركان ایدئولوژی ماسونی، از هرمنوتیك متن قدسی تا نسبیگرایی دینی تحت عنوان «قرائت رحمانی از اسلام» جمع شده بود و دیری نپائید كه در پائیز 1370 با انتشار ماهنامه «كیان» كوشش مستمر برای گسترش تفسیر سكولار از اسلام انسجام و صورت تازهای یافت. حلقه كیان، در نیمه اول دهه 1370، از یك سو با مشاركت مروجان فراماسونری (مانند رامین جهانبگلو) به نهادینه ساختن تئوری جامعه مدنیِ «جان لاك» (از نخستین فلاسفه فراماسون) پرداخت و از سوی دیگر، با انتشار آراء جناح موسوم به «روشنفكران دینی» مانند «عبدالكریم سروش»، «محمد مجتهد شبستری»، «محسن كدیور»، «محمدتقی فاضل میبدی» و... به قرائتسازی از متن قدسی قرآن روی آورد.

گفتمان «اسلام سكولار» یك «كودتای ایدئولوژیك» علیه فلسفه انقلاب اسلامی بود و نزاع میان «اسلام آمریكایی» و «اسلام ناب محمدی(ص)» را كلید زد؛ نزاعی سرنوشتساز كه امام خمینی(ره) آن را پیچیدهترین و دشوارترین «جنگ عقیدتی» در جبهه حق و باطل دانستهاند. رهبران فكری «اسلام آمریكایی» (دین سكولار) در ایران صرفاً مترجمانی دست سوم به شمار میرفتند كه با كپیبرداری از تئوریهای فیلسوفان یهودی مانند «هانا آرنت»، «سر كارل پوپر»، «سر آیزایا برلین»، «ریمون آرون» میخواستند «تئوری ماسونی علم» را از محافل آكادمیك به عرصه عمومی بكشند. كار به جایی رسید كه «سیدمحمد خاتمی» نیز سال 1373 در كتاب «از دنیای شهر تا شهر دنیا» فلاسفه فراماسون از «جان لاك» تا «دنی دیدرو» (سردبیر دایرهالمعارف فرانسه، ارگان فكری فراماسونری فرانسه) را آزادیخواه و دیندار معرفی كرد و شعار «جامعه مدنی» را به عنوان اصلیترین ركن تبلیغات انتخاباتی خود در انتخابات ریاستجمهوری دوم خرداد 1376 برگزید. پیروزی اصلاحطلبان در دوم خرداد 1376 از سوی سروش به «پیروزی روشنفكران دینی» تعبیر گشت، اما هیچگاه عصر اقتدار سیاسی ماسونها در ایران فرا نرسید؛ حتی اهداء «جایزه اراسموس» در سال 1383 از سوی «كلوپ سری بیلدربرگ» (مجمع عالی فراماسونری جهانی) و توسط «پرنس برنهارد» (ولیعهد هلند) به «عبدالكریم سروش» نیز بر دایره نفوذ این نحله سیاسی در كشور نیافزود. سروش در دهه 1380 از سوی بیلدربرگیها به لقب «پرنس اومانیستها» ملقب شد، اما اکنون چه کسی گزینه ماسونها برای دریافت پنهان یا آشکار این لقب درایران است؟!

اسلام آمریكایی؛ از دین سكولار تا مكتب ایرانی

مرگ گفتمان اصلاحات در ایران، اما پایان تكاپوهای ماسونها برای كودتای ایدئولوژیك علیه انقلاب اسلامی نبود و صورتبندی «اسلام آمریكایی» در چهرهای دیگر پدیدار گشت. سال 1386، به پیشنهاد «مایكل لدین» (كارشناس ارشد CIA و نظریهپرداز یهودی موسسه امریكن اینترپرایز) چاپ قرآن سکولار در دستور كار «پنتاگون» قرار گرفت. یكسال بعد «عبدالكریم سروش» نیز از كنار كاخ سفید، برای مخدوش ساختن اصالت متن و مرجعیت قرآن، وحی را به الهام و پیامبر را به شاعر تشبیه کرد و همان هنگام «اكبر گنجی» با انتشار رساله «قرآن محمدی» در «رادیو زمانه» به ارائه تفسیری اومانیستی از اسلام پرداخت، اما ناگهان در ایران نیز از درون دولت اصولگرا یك فرقه انحرافی موسوم به «فرقه مشائیه» ظهور كرد كه با اتكاء آشكار به تئوریهای «ریچارد فرای» (ایرانشناس فراماسون و عضو رسمی سازمان اطلاعات نظامی ایالات متحده) از تریبونهای رسمی به ترویج یك «قرائت» جدید از «اسلام» دست زد: «اسلام ایرانی» و «مكتب ایرانی»، همان تفكری كه در كتاب «عصر طلایی فرهنگ ایران» به عنوان «قرائتی رحمانی از اسلام در ایران» ستایش شده و روی دیگر سکه «تجدیدنظرطلبی اسلامی» و «تجزیهطلبی دینی» است.
تنها عملكرد سیاسی «فرقه مشائیه» محل نقد و تأمل نیست؛ وقتی سال 1388 عنصر اصلی این فرقه در دولت بر اهداء جایزه «حکمتانه بوعلی سینا» به «سیدحسین نصر» - كه از مبلغان اسلام آمریكایی و تصوف انحرافی در دانشگاه آمریكایی «جرج واشنگتن» است- اصرار میكند و سرانجام رییس دفتر «فرح پهلوی» در دهه 1350 به واسطه کوشش این دولتمرد دل ربوده از ریاست محترم جمهوری «برای فعالیتهای برجسته همبستگیساز دانش و معنویت در ارتقا کیفیت زندگی» ستوده میشود، باید از سطح یك بحث سیاسی به درون یك مساله معرفتی رفت. تبلیغات «فرقه مشائیه» عین تفكر اومانیستی برخاسته از غرب سکولار است؛ چنانكه اصلیترین عنصر این جریان حاشیهساز در سخنرانیهای خود گفت «تعظیم به انسان برابر تعظیم به خداوند است» و وعده «خداشدن انسان» را داد؛ وعدهای كه چهار قرن پیش در عصر موسوم به «روشنگری» فراماسونرهایی مانند اصحاب دایرهالمعارف فرانسه دادند و نتیجه آن جز
فروپاشی اركان پروژه مدرنیته نبود.

فرجام فروپاشی مدرنها به آنجا رسید كه سال 2005 «ریچارد رورتی« (بزرگترین فیلسوف آمریكا) با اعلام «مرگ فلسفه غرب سكولار» از «تراژدی غرب مدرن» گفت و حالا، هنگامی كه مرگ ایدئولوژیك ایالات متحده آمریكا رقم خورده و بیداری اسلامی خاورمیانه تحقق یافته است، «فرقه مشائیه» در پوشش ادبیات مذهبی بر ترویج «مكتب ایرانی» (قرائت ایرانی از تشیع) اصرار میورزد. اصلیترین گزاره این فرقه، یعنی شعار «خدا شدن انسان» (اومانیسم اسلامی) كه هر از گاهی با عبارات «سلام بر انسان» و «عشق به انسان» در هم میآمیزد، ترجمه دست چندم و كپیبرداری كهنهای از تئوری «اسلام آمریكایی» برای «تجزیه دین» است. این گزاره لاجرم به «همسانپنداری» و چه بسا «همذاتپنداری» انسان و خدا می انجامد و از حیث معرفتی مغایر با اندیشه «فقر ذاتی انسان» است که در مکتب اسلام ناب امام خمینی(ره) متجلی است. این فرقه که میکوشد خود را با عرفان و معنویت اسلامی گره بزند، رودررو با حقیقت عرفان و سلوک «عارفان مبارزه جو» است که در آن حضرت روحالله میفرمایند: «ما همه هیچیم و هرچه هست از او و به سوی اوست.»

شعارهای تبلیغاتی «فرقه مشائیه» نه تنها یادآور نقطه آغازین فلسفه اومانیستی و مشرب لیبرال سرمایهداری در غرب، بلكه تداعیگر یك گفتمان ناقصالخلقه ماسونی است. این فرقه نوظهور اگرچه نه خاستگاه اصیل فلسفی و نه پتانسیل عمیق اجتماعی دارد، اما نباید مواجهه انتقادی با آن را صرفاً به سطح یك جدال سیاسی تنزل داد و از خطر معرفتی آن برای «اسلام ناب محمدی» غفلت كرد. این هشدار تاریخی آیتالله «محمدتقی مصباح یزدی» به ما و دکتر «محمود احمدینژاد» است؛ رییس جمهوری که حضرت استاد، مهمترین نقش را در دفاع از وی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری داشته است و اکنون نیز ایشان درباره خطر نفوذیها در دولت اصولگرا میگویند: «خطری كه من احساس میكنم شدیدترین خطری است كه تاكنون اسلام را تهدید كرده است.»

منبع: هفته نامه 9 دی، 27 فروردین 1389، شماره 12، صفحه 3

آسیب های امروز سینمای ایران در اندیشه شهید آوینی//دیده بان//
نویسنده : دیده بان
یکشنبه 21 فروردین 1390
یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های شهید آوینی، دستیابی سینمای کشورمان به هویت خویش و قرارگرفتن این هنر- صنعت در خدمت اسلام و انقلاب بود. همچنان که در جزه «تأملاتی در ماهیت سینما» با بیان اینکه سینما هنری تکنولوژیک و برآمده از فرهنگ غرب است، تصریح کرده بود: «برای پایه گذاری عالمی بر مبنای اسلام ناچار هستیم که با یقینی برآمده از ایمان به اسلام، و در پرتو آن به تمدن غرب و لوازم و محصولات آن نظر کنیم.»

آرش فهیم - بزرگداشت سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی، فرصت مناسبی است برای پرداختن به مسائل و فراز و نشیب‌های جاری در سینمای کشورمان. چرا که آوینی هم در نظر و هم در عمل (با تولید مجموعه روایت فتح) کامل‌ترین و بارز‌ترین تجلی و نماینده سینمای انقلاب است. گفتار‌ها و نوشتارهای سینمایی آن هنرمند شهید که در سه جلد کتاب به نام «آینه جادو» گردآوری و منتشر شده‌اند، اگر چه مربوط به سال‌های دهه‌های ۶۰ و اوائل دهه ۷۰ هستند، اما محدود به آن زمان نیستند. با کمی تأمل درمی یابیم که آنچه آوینی به عنوان مسئله و مشکل و یا چشم انداز و راه حل مطرح کرده بود، امروز هم به‌‌ همان اندازه صادق و حاکم و کاربردی هستند.

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های شهید آوینی، دستیابی سینمای کشورمان به هویت خویش و قرارگرفتن این هنر- صنعت در خدمت اسلام و انقلاب بود. همچنان که در جزه «تأملاتی در ماهیت سینما» با بیان اینکه سینما هنری تکنولوژیک و برآمده از فرهنگ غرب است، تصریح کرده بود: «برای پایه گذاری عالمی بر مبنای اسلام ناچار هستیم که با یقینی برآمده از ایمان به اسلام، و در پرتو آن به تمدن غرب و لوازم و محصولات آن نظر کنیم.»

اساساً رویکرد شهید آوینی به سینما، هویت‌مند بوده و آن را ابزاری برای ایجاد تحول فرهنگی در جامعه ما می‌دانست:
«سینما رسانه‌ای عظیم است که می‌تواند منشأ تحول فرهنگی باشد و متأسفانه ما از این واقعیت غفلت کرده‌ایم. معتقدیم که همه امکانات حیاتی بشر، اعم از تکنولوژی، علم یا هنر باید در خدمت تعالی انسان باشد، به سوی آن نهایتی که انبیای عظام می‌خواهند. فیلم و سینما نیز جدا از این اصل برای ما معنایی ندارد.»

سید شهیدان اهل قلم از‌‌ همان زمان نسبت به ابتلای سینمای ایران به بحران هویت هشدار داده و نوشته بود: «سینمای ایران گرفتار بحران هویت است و این بحران به این دلیل ایجاد شده که سینما از مردم و غایات فرهنگی آنان دور است.»

البته اشاره آوینی به «هویت» یک امر کلی و انتزاعی نبود. بلکه به طور صریح و روشن، آن هویتی که می‌تواند سینما و فرهنگ ما را اعتلا و ترقی بخشد را ارزش‌های انقلابی، مبارزاتی و فطری می‌دانست. به طوری که نوشت: «سینمای مبارزه باید منظر غایی و مقصود نهایی دست اندرکاران محترم امور سینمایی کشور باشد. اگر امت مسلمان ایران هویت حقیقی خویش را در مبارزه یافته است، سینمای ایران نیز باید هویت مستقل خویش را در سینمای مبارزه پیدا کند.»

و در جای دیگر بیان داشته بود که «سینمایی که می‌خواهد در خدمت اسلام باشد، باید روی خطاب خویش را به فطرت الهی بازگرداند» در حالی که هم در گذشته و هم در زمان حال، منبع و الگوی سینمای ما، غرب بود، آوینی می‌گفت: «بر ما تقلید از غربی‌ها روا نیست، چرا که تاریخ ما در امتداد تاریخ غرب نیست. ما عصر تازه‌ای را در جهان آغاز کرده‌ایم و در این باب، اگر چه سینما یکی از موالید تمدن غربی است، لکن در نزد ما و در این سیر تاریخی که با انقلاب اسلامی آغاز شده، صورت دیگری متناسب با اعتقادات ما خواهد پذیرفت. سینما در غرب چیزی است و دراین مرز و بوم چیز دیگر… و سینمای ما نمی‌تواند که در امتداد تاریخی سینمای غرب باشد، اگر چه زبان سینما یا بیان مفاهیم به زبان سینما قواعد ثابتی دارد، فرا‌تر از شرق و غرب.»

و همچنین: «ما خود را بی‌نیاز از تجربیات غربی‌ها نمی‌دانیم، اما برای این تجربیات شانی متناسب با آن‌ها قائلیم. ما چاره‌ای نداریم جز آنکه سینما را یک بار دیگر در ادب و فرهنگ اسلام معنا کنیم. ما باید قابلیت‌های کشف ناشده سینما را در جواب به فرهنگ و تاریخ خویش پیدا کنیم… و چه کسی می‌تواند ادعا کند که سینما دیگر قابلیت‌هایی ناشناخته ندارد؟»

آوینی در همین راستا تأکید می‌کرد: «اگر برای مصداق جمعی بشر بتوان ضمیری تصور کرد، هنرمندان حکایتگر آن «ضمیر» هستند. هنر، محاکات حضور و غیاب بشر نسبت به حق است. همه هنر‌ها این چنین‌اند و در میان هنر‌ها، سینما «آینه جادو» ست، آینه‌ای که در آنچهره باطنی بشر امروز بی‌پرده انعکاس یافته است. منتظر بمانیم تا «خودآگاهی تاریخی» این قوم نیز در این آینه اظهار شود و باطن زیبای انقلاب اسلامی را، تا آنجا که این آینه قابلیت انعکاس آن را دارد، به جهانیان عرضه کند.»

هشدار آوینی به فعالیت روشنفکران
حاکم بودن سایه سنگین روشنفکری و روشنفکران بر فرهنگ و هنر کشورمان، از‌‌ همان زمان، یکی از دغدغه‌های شهید آوینی بود. این هنرمند که خطرات و تهدیدهای غرب زدگان و سکولار‌ها در فضای فرهنگی کشور را به خوبی درک می‌کرد در گفتار‌ها و نوشتارهای خود بار‌ها درباره تأثیر منفی فعالیت‌های مدعیان روشنفکری هشدار داده بود. به عنوان مثال نوشته بود:

«سایه منورالفکری قرن نوزدهم بر اذهان بسیاری از روشنفکران و هنرمندان ما حجابی ظلمانی است که اجازه نداده تا آن‌ها بتوانند با مردم در سیر تکاملی انقلاب اسلامی همراهی کنند. آن‌ها بدون درکی عمیق از تاریخ و ضرورت‌های آن سعی کرده‌اند که از قبول تقدیر تاریخی انقلاب استنکاف ورزند و لذا چونان کبک که سر در برف برده است، خود را نسبت به انقلاب اسلامی و آثار تاریخی و جهانی آن به غفلت زده‌اند و البته انتظاری هم نباید داشت که تحول فرهنگی آرمانی ما به توسط کسانی که اعتقادی به اصل آن ندارند، بنیان نهاده شود.»

ماهیت جشنواره‌های غربی
یکی از مسائلی که سینمای ایران از گذشته و به خصوص در زمان حال با آن مواجه بوده، جشنواره‌های غربی هستند. شهید آوینی در این باره نیز به صراحت گفته بود: «حقیقت این است که کسب توفیق در جشنواره‌های خارج از کشور، ارزشی را اثبات نمی‌کند. آن‌ها به تکنیک محض جایزه نمی‌دهند و راه‌شان نیز با ما متفاوت است. تکنیک و محتوا را نیز نمی‌توان از یکدیگر تفکیک کرد و چون این چنین است، پر روشن است که آن‌ها کدامین فیلم‌ها را خواهند.» و در جای دیگر نوشته بود: «بنده مخالف شرکت در جشنواره‌های جهانی و دعوت از منتقدان بین المللی نیستم، اما مخالف آن هستم که به ارزیابی جشنواره‌ها و داوری منتقدان بین المللی ایمان بیاوریم. سینمای ایران باید در جهت دستیابی به یک هویت مستقل حرکت کند و خود را در آینه صیقلی وجود مردم ببیند، نه در سراب روشنفکری و روشنفکرنمایی.»

و در مقابل، پرورش هنرمندان متعهد را یک موضوع مهم و الزامی می‌دانست:
«اگر یک برنامه بلندمدت برای پرورش هنرمندان برنامه ساز نداشته باشیم، همین عامل مذکور می‌تواند ما را تدریجا به سمت یک خضوع ناخواسته در برابر هنرمندان و متخصصان غیرمتعهد به اسلام براند.»

بازگشت سینما به خویشتن
آوینی در بخشی از جزوه «تأملاتی در ماهیت سینما» نکته‌ای را متذکر شده که امروز هم گریبانگیر فضای سینمای ماست. این نکته، در عین کوتاه و خلاصه بودن، گویای بسیاری از ضعف‌های محتوایی و موضوعی فیلم‌های ایرانی است و در عین حال راه صحیح را هم به اختصار بیان داشته است: «چرا موضوع غالب فیلم‌هایی که در مشرق زمین تولید می‌شوند «عشق‌های مجازی و مناسبات آدم‌های فلک زده» است؟

موضوع قریب به اتفاق فیلم‌هایی که در ایران نیز ساخته شده، به جز استثنائاتی معدود، همین مناسبات است که اگر از بیرون این غفلت زدگی رایج بر آن نظر کنیم، تماما ناشی از دور ماندن از حیات طیبه ایمانی و پذیرش مناسبات خانوادگی و اجتماعی غرب در جامعه‌ای است که ماهیتا با این مناسبات بیگانگی دارد و در جست‌و‌جوی هویت دیگری است. منظور این نیست که سینما نباید به این مناسبات بپردازد، بلکه قصد ما باید‌‌ رها ساختن آدم‌ها از فلک زدگی باشد و رساندن آن‌ها به آزادی و استقلال و استغنا، نه آنکه آنان را در ضعف‌ها و نقص‌هایشان تایید کنیم. و روشن است که تا خود از فلک زدگی و غفلت رایج ملازم آن‌‌ رها نشویم اصلا در نمی‌یابیم که آنچه را «رنج‌های بشری» نام نهاده‌ایم، باتلاق عفنی است که از ضعف‌ها و نقص‌ها و نیاز‌ها و عادات زاید و تعلقات دنیایی ما فراهم آمده است؛ وگرنه کدام رنج‌های بشری؟ این‌ها رنج‌هایی است که بشر امروز به خاطر دوربودن از حقیقت انسانی خویش بدان اسیر است. پرداختن به این رنج‌ها هنگامی زیباست که همراه با «تذکر» باشد.» و اما اینکه با گذشت ۱۸ سال از شهادت آوینی، هنوز هم اندیشه‌های آن هنرمند حقیقت طلب می‌تواند راه گشای سینمای ما باشد. یکی از قدم‌هایی که می‌تواند به کاهش بسیاری از مشکلات این عرصه بیانجامد، ترویج بیش از پیش این اندیشه‌ها نزد مسئولان و هنرمندان سینما، منتقدان و نظریه پردازان هنر هفتم و دانشجویان این رشته است.


ظهورنزدیك‌است‌یاانتخابات!
نویسنده : دیده بان
یکشنبه 21 فروردین 1390
این روزها، تهیه یك فیلم به اصطلاح مستند با عنوان «ظهور نزدیك است» و توزیع رایگان و گسترده آن در سطح كشور- سی دی- به یكی از مسائل بحث انگیز تبدیل شده است.
http://4.bp.blogspot.com/_u_CHvjCG7x8/S5GKx10tifI/AAAAAAAAACg/PqC-Rgu7-h0/s400/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg
این فیلم كه دست اندركاران تهیه و تولید آن كوشیده اند نام و نشان و رد پای مشخصی از خود باقی نگذارند- و البته كیهان از هویت و انگیزه آنان باخبر است- از یكسو با مخالفت شدید و هشدار مراجع عظام تقلید و عالمان و كارشناسان برجسته دینی روبرو شده است و از سوی دیگر زمینه ای برای سوءاستفاده دشمنان فراهم آورده است. در پی توزیع گسترده سی دی های این فیلم، مركز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم در یك نشست علمی تخصصی و با حضور اساتید برجسته از جمله حضرت آیت الله طبسی به نقد مستند و عالمانه آن پرداخته و نشان داده است تهیه كنندگان این فیلم به اصطلاح مستند تا چه اندازه از آموزه های اسلامی دور و بی خبر- و یا، باخبر و خدای نخواسته فتنه گر- بوده اند. این مركز تخصصی در حوزه علمیه قم، اگرچه مانند تهیه كنندگان «ظهور نزدیك است» بودجه های كلان و بی حساب و كتاب در اختیار ندارد ولی امید است سی دی نشست تخصصی مورد اشاره را در همان حد و اندازه بضاعت خود كه می دانیم اندك است، تكثیر كرده و توزیع كند، تا خیل عظیم حزب الله كه علی رغم تهی دستی، هیچگاه آبروی فقر و قناعت را نبرده اند، بازتولید و توزیع بعدی آن را با بضاعت نفر به نفر خود برعهده بگیرند.

این یادداشت اما، نگاه دیگری به ماجرا دارد و هر چند ترجیح می دهد انگیزه تهیه كنندگان فیلم «ظهور نزدیك است» را دغدغه امام زمانی(عج) آنها و «شوق ظهور» تلقی كند ولی برخی از شواهد و قرائن موجود، نه فقط جایی برای خوش بینی باقی نمی گذارد، بلكه متاسفانه این احتمال را قوت می بخشد كه فیلم یاد شده یك ترفند تبلیغاتی است و با هدف زمینه سازی انتخاباتی برای یك جریان منحرف سیاسی تولید و توزیع شده است. جریان مرموز و مشكوكی كه چندان ناشناخته نیست و طی سال های اخیر، بارها از نام مبارك مراد غایبمان، حضرت بقیه الله الاعظم-ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- سوء استفاده كرده و می كند و دراین باره گفتنی هایی هست؛

1-از حضرت امیر علیه السلام است كه «باطل از هر چیز دیگری به حق شبیه تر است» و اساساً اگر حق و باطل همانگونه كه هستند ارائه می شدند، هیچكس به اشتباه دچار نمی شد. ولی به قول حضرت(ع)، فتنه انگیزان، اندكی از حق و بخشی از باطل را درهم می آمیزند و چنین است كه بدعت ها را شكل می دهند، فتنه ها بر پا می كنند و نهایتاً گمراهی می آفرینند. (خطبه05 نهج البلاغه). در سی دی موسوم به «ظهور نزدیك است» نمونه های فراوانی از اینگونه آمیختگی حق و باطل به چشم می خورد كه با توجه به نوع این آمیختگی ها به سختی می توان احتمال تصادفی بودن آنها را باور كرد!

2- با توجه به نكته مورد اشاره، در پی آن نیستیم كه همه آنچه در سی دی یاد شده آمده است را نفی كنیم، بلكه سخن از آمیختگی حق و باطل در میان است و فتنه و بدعتی كه این آمیختگی می تواند در پی داشته باشد. به عنوان مثال، دراین باره كه آیا «ظهور نزدیك است»؟ باید گفت؛ براساس آموزه های اصیل اسلامی، منتظران امام عصر- ارواحنا له الفداء- نه فقط در فلان سال و فلان دوره، بلكه هر صبح و شام- صباحاً و مسائاً- در انتظار ظهورند و منتظر واقعی و راستین باید كه از همه آلودگی ها، گناهان و دلبستگی های این جهانی دور بوده و هر صبح و شام، ظهور حضرتش را چشم به راه باشد. بنابراین، سخن درباره نزدیكی ظهور نیست كه آرزوی همگان است، بلكه بنا به دلایل بسیار روشن دینی و عقلی تعیین وقت ظهور- توقیت- و نیز انطباق شخصیت های یاد شده در احادیث و روایات با شخصیت های حاضر در هر عصر و زمان، منع شده است، نه آن كه چنین آرزو و احتمالی در میان نباشد، مگر نه این كه همه مردم ایران و شیعیان جهان از ژرفای دل آرزو می كردند و براین باور بودند و بودیم كه حضرت امام راحل(ره) پرچم انقلاب را به دست صاحب اصلی آن می سپارند و بعد از رحلت ایشان در این آرزو به سر می بریم و با تمام وجود از خدای مهربان می خواهیم كه این مهم به دست مبارك رهبر معظم انقلاب به انجام برسد.

3- گفتنی است در طول تاریخ نه یك بار و دوبار، بلكه بارها اتفاق افتاده است كه برخی از شخصیت ها را با شخصیت هایی كه از آنها در احادیث و روایات به عنوان شخصیت های زمان ظهور یاد شده است، انطباق داده اند و این انطباق دادن ها برای جهان اسلام و عالم تشیع بی هزینه و خالی از آسیب نیز نبوده است. به عنوان یك نمونه نزدیك؛ در سال های اولیه جنگ تحمیلی از برادر عزیزمان سردار رحیم صفوی با عنوان شعیب بن صالح و یكی از سرداران سپاه امام زمان
- ارواحنا له الفداء- یاد می كردند و مدتی بعد آیت الله هاشمی رفسنجانی را شعیب بن صالح نامیدند و... درباره «سفیانی»، «سید یمنی»، «دجال» و برخی دیگر از شخصیت های زمان ظهور نیز نمونه هایی از این دست را می توان در تاریخ مكتوب- و نه حتی شفاهی- ملاحظه كرد. نمونه هایی كه در زمان خود، باورهای كاذبی را در برخی از اذهان شكل دادند و بعضاً نیز بی آسیب نبوده اند.

4- تهیه كنندگان سی دی موسوم به «ظهور نزدیك است» بیشترین تلاش خود را به انطباق شخصیت «شعیب بن صالح» با آقای دكتر احمدی نژاد اختصاص داده اند كه صرفنظر از شخصیت مردمی و قابل احترام آقای احمدی نژاد باید گفت:

الف: بررسی ها و تحقیقات مستند اسلام شناسان و عالمان برجسته دینی نشان می دهد در مجموعه احادیث و روایات، فقط 71 حدیث درباره «شعیب بن صالح» نقل شده است كه غیر از 3 روایت، بقیه از طریق علمای عامه و اهل سنت روایت شده. و از 3 حدیثی كه راویان شیعه نقل كرده اند، دو حدیث، فاقد رجال معتبر و اهل ثقه است و تنها یك حدیث كه از حضرت امام رضا علیه السلام نقل شده مورد پذیرش قرار گرفته كه در آن روایت نیز فقط به نام شعیب بن صالح و این كه از یاران حضرت امام زمان- ارواحنا له الفداء- و از طایفه «بنی تمیم» است، اشاره شده و دیگر هیچ! (از تحقیقات مستند مركز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم با ذكر اسناد مربوطه). اكنون باید پرسید ویژگی ها و خصوصیاتی را كه تهیه كنندگان سی دی «ظهور نزدیك است» به شعیب بن صالح نسبت داده و آن را در انطباق با آقای احمدی نژاد می دانند، از كجا آورده اند؟!

ب: بر فرض كه آنچه در روایات غیرمعتبر درباره خصوصیات شعیب بن صالح آمده است، صحت داشته باشد! در این حالت، پرسش بعدی آن است كه چه رابطه و مشابهتی میان ویژگی های «شعیب بن صالح» و «آقای احمدی نژاد» وجود دارد؟

تهیه كنندگان فیلم به اصطلاح مستند «ظهور نزدیك است» برای انطباق این خصوصیات به استدلال های دم دستی و متأسفانه بی پایه و اساسی متمسك شده اند. به عنوان مثال می گویند در روایات - همان روایات كه شرح آن گذشت- آمده است كه شعیب بن صالح یك فرمانده نظامی است و برای انطباق این ویژگی با آقای دكتر احمدی نژاد، استدلال می كنند كه ایشان هم در جنگ تحمیلی حضور فعال داشته است! و یا وقتی در روایات مورد اشاره، شعیب بن صالح را با دكتر احمدی نژاد همنام نمی بینند، به این تفسیر من درآوردی متوسل می شوند كه «شعیب» در لغت، مصغر - كوچك شده- كلمه «شعب» است و شعب به معنی مردم و خلق است و از آنجا كه آقای احمدی نژاد یك رئیس جمهور مردمی است، بنابراین باید همان شعیب بن صالح باشد! این تفسیر به رای در حالی است كه حتی در تفسیر آیات شریف قرآن نیز، ظاهر آیه، «سندیت» و «حجیت» دارد و كسی نمی تواند مفهوم و تفسیری را به آن نسبت بدهد كه باظاهر آیه، مغایرت داشته باشد. بنابراین اگر مقصود از شعیب بن صالح، همان آقای احمدی نژاد بود باید نام ایشان در روایت می آمد و حال آنكه نام آقای احمدی نژاد «محمود» است و نام پدر مرحوم ایشان نیز «صالح» نبوده است. مطابق فرمول من درآوردی تهیه كنندگان سی دی یاد شده می توان گفت «سید» در لغت به معنی «آقا» است. آیا با این حساب می توان نتیجه گرفت كه مثلاً «سید یمنی» ذكر شده در روایات ظهور، می تواند «سید» به معنای «از نسل رسول خدا(ص)» نباشد؟!... و قس علیهذا... این چه نوع استدلالی است؟!

گفتنی است در روایات ظهور نام خاص «سید خراسانی» و «سید یمنی» نیامده است و تنها به این كه آن دو بزرگوار از نسل رسول خدا(ص)- سید- و از اهالی «خراسان» و «یمن» هستند اشاره شده و این دو فقره با «شعیب بن صالح» كه نام ایشان آمده است- البته براساس همان روایات كه به آن اشاره شد- متفاوت است.

5- در سی دی «ظهور نزدیك است» با همان استدلال كذایی از «ملك عبدالله» پادشاه اردن به عنوان «سفیانی» یاد شده است كه دشمن قهار حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- است و مطابق روایات معتبر اساساً برای جنگ با آن حضرت خروج می كند.
خب! حالا باید از تهیه كنندگان سی دی «ظهور نزدیك است» پرسید؛ در كجای روایات آمده است كه «شعیب بن صالح» از «سفیانی» برای حضور در جشن های نوروزی دعوت می كند؟! مگر قرار نیست شعیب بن صالح، فرمانده یا یكی از فرماندهان سپاه حضرت ولی عصر(عج) باشد بنابراین باید با «سفیانی» سر جنگ و ستیز داشته و او را یكی از اصلی ترین دشمنان حضرت بداند، پس چرا با این دشمن خونی حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- نرد دوستی می بازد و از وی به عنوان میهمان و برای حضور محترمانه در ایران اسلامی دعوت به عمل می آورد؟! با پوزش از برادر عزیزمان جناب آقای احمدی نژاد و صرفا از باب مزاح؛ باید گفت كه ظاهرا «سفیانی» سی دی یاد شده بیشتر از شعیب بن صالح مورد اشاره در همان سی دی، به روایاتی كه در سی دی آمده است اعتقاد دارد كه- به قول آقای احمدی نژاد- اولا؛ دعوت شعیب بن صالح را نمی پذیرد! و ثانیا؛ به وزیر خارجه و رئیس مجلس حكومت خود دستور می دهد كه علیه جمهوری اسلامی ایران و رئیس دولت آن موضع گرفته و بد و بیراه بگویند!!

6- تهیه كنندگان سی دی «ظهور نزدیك است» دست به اقداماتی زده اند كه نشان می دهد این فیلم را با اغراض خاص و آلوده ای تهیه كرده اند. از جمله
- و فقط یكی از آن نمونه ها- حذف بخشی از كلام رهبر معظم انقلاب است. آنها در سی دی مورد اشاره برای اثبات نظر خود از كلام حضرت آقا مایه گذاشته و به نقل از ایشان آورده اند؛ «من با اطمینان كامل می گویم تحقق وعده الهی در راه است» و حال آن كه رهبر معظم انقلاب بعد از اشاره به بیداری جهان اسلام می فرمایند؛
«من با اطمینان كامل می گویم این هنوز آغاز راه است و تحقق كامل وعده الهی یعنی پیروزی حق بر باطل و بازسازی امت اسلامی در راه است. نشانه این وعده تخلف ناپذیر در اولین و مهم ترین مرحله، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و بنای بلند آوازه نظام اسلامی بود. احساس هویت و تشخص در اقلیت های مسلمان در بیشتر كشورهای غربی همه و همه نشانه های آشكار پیروزی اسلام در هماورد با دشمنان یعنی در قرن 51 هجری است، ملت های مسلمان هنوز گردنه های دشواری پیش روی دارند».

همانگونه كه ملاحظه می كنید، تهیه كنندگان سی دی یاد شده، بخش هایی از كلام رهبر معظم انقلاب را حذف كرده اند تا بتوانند از بخش تحریف شده، برای اثبات منظور خود استفاده كنند. توجه كنید آقا تاكید می كنند كه «این هنوز آغاز راه است» و می فرمایند «ملت های مسلمان هنوز گردنه های دشواری پیش روی دارند»و این همه در همان پاراگراف از بیانات ایشان آمده است. اكنون باید گفت كه آیا می توان تحریف سخنان رهبر معظم انقلاب را- كه در همان سی دی از ایشان با عنوان «سید خراسانی» یاد شده است- اقدامی برخاسته از شوق ظهور و عشق به حضرت بقیه الله الاعظم(عج) دانست؟! و آیا نباید این اقدام و اقدامات مشابه دیگری از این دست را نشانه سوءنیت تهیه كنندگان و ترویج كنندگان سی دی «ظهور نزدیك است» تلقی كرد؟!
7- اشاره كردیم كه طی 23 سال گذشته، از برخی شخصیت ها به عنوان «شعیب بن صالح» یاد شده بود، از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، سردار رحیم صفوی و... البته هیچیك از كسانی كه بر این باورها بودند مانند تهیه كنندگان سی دی «ظهور نزدیك است» برای اثبات نظر خود به تولید فیلم و توزیع گسترده آن در سطح كشور دست نزدند، بلكه تنها حدس و گمان خود را در محافل خصوصی مطرح می كردند و بدیهی است كه نمی توان انطباق دهی آنان را ناشی از سوءنیت دانست و اگر چنین بود و قصد و غرض خاصی را دنبال می كردند، به تهیه فیلم و آسمان ریسمان كردن های آنچنانی روی می آوردند.

و اما، به عنوان یك نمونه، فرض كنید آنهایی كه آیت الله هاشمی را با توجه به مواضع آن دوران ایشان، شعیب بن صالح می دانستند برای اثبات نظر خود فیلم و سی دی تهیه كرده و در سطح گسترده ای پخش می كردند و باز هم فرض كنید
- بر فرض محال- هیچكس هم به آن اعتراض نمی كرد. و نتیجه آن كه آیت الله هاشمی رفسنجانی در اذهان عمومی با عنوان شعیب بن صالح یعنی یكی از فرماندهان سپاه حضرت حجت- روحی له الفداء- تلقی می شد. خب! با این حساب می توانید حدس بزنید كه در جریان فتنه 88 چه اتفاقی می افتاد؟! آیا كسانی كه باور كرده بودند آقای رفسنجانی شعیب بن صالح است، نظر و دیدگاه
- متاسفانه غیرقابل قبول ایشان- را نظر و دیدگاه حضرت صاحب الزمان(عج) تلقی نمی كردند؟!... بگذریم كه... .

8- با توجه به هویت تهیه كنندگان و توزیع كنندگان سی دی «ظهور نزدیك است» كه شواهد و قرائن فراوانی از وابستگی آنها به «حلقه حاشیه ساز دولت» حكایت می كند و نیز، با توجه به نكته ای كه در بند 7 آمده است و سابقه شناخته شده ای كه حلقه یاد شده دارد، به نظر می رسد فیلم «ظهور نزدیك است» یك ترفند سیاسی است كه با هدف تبلیغات انتخاباتی برای یك جریان انحرافی تهیه و در سطح گسترده ای توزیع شده است. و تهیه كنندگان سی دی كه از بی اعتمادی مردم نسبت به خود باخبرند، قصد داشته اند با توزیع گسترده آن ابتدا آقای دكتر احمدی نژاد را در اذهان عمومی همان «شعیب بن صالح» معرفی كنند و بعددر دوران انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و یا... با استناد به این كه از افراد نزدیك به آقای احمدی نژاد و مورد وثوق و اطمینان ایشان هستند، لیست نامزدهای مورد قبول خود برای مجلس و یا نامزد ریاست جمهوری مورد نظر خود را، نامزد و نامزدهای مورد تایید حضرت بقیه الله الاعظم- ارواحنا له الفداء- جا بزنند!!
خوشبختانه دیروز حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی، نماینده مجلس شورای اسلامی از مخالفت آقای دكتر احمدی نژاد با معرفی ایشان به عنوان شعیب بن صالح خبر دادند كه از رئیس جمهور محترم جز این نیز انتظاری نمی رفت.

و بالاخره این كه، براساس آموزه های غیرقابل تردید و مستحكم اسلامی و مخصوصاً دستور صریح و مكتوب- توقیع شریف- حضرت صاحب الامر ارواحنا له الفداء، ورودیه آن حضرت در دوران غیبت كبری، ولی فقیه است و مردم ایران با لطف و عنایت خدای مهربان نشان داده اند كه در همه حال چشم دل و گوش جان به رهنمودهای آن بزرگوار دارند و همه جا از او به یك اشاره بوده است و از مردم به سر دویدن، از این روی مدعیان دروغین ارتباط با امام زمان(عج)، را به هیچ نمی انگارند. مردم مسلمان ایران و امروزه، همه ملت های مسلمان نه فقط به فراست و دیانت بلكه به تجربه نیز دریافته اند كه تنها در ركاب ولی فقیه از بد حادثه و ترفندهای شیطانی در امانند...

حسین شریعتمداری

انقلاب اسلامی ایران ،الگوی انقلاب های اسلامی//دیده بان//
نویسنده : دیده بان
سه شنبه 26 بهمن 1389

//دیده بان//

انقلاب یعنی دگرگونی. یعنی نفی اوضاع گذشته وفعلی وجهش برای ایجاد اوضاع ودر پایان سرنوشتی بهتر.


بعد از انقلاب اسلامی ایران،انقلاب مفهوم بهتری پیدا کرد.علی الخصوص برای ملت های مسلمانی که تحت سلطه حاکمان دیکتاتور وخودکامه بودند.باوقوع انقلاب اسلامی این ملتها دریافتند که باید فریاد مظلومیت برای از بین بردن ظلم سرداد.فریادهایی که لرزه برتن سران استکبار بیاندازد.حکومتهایی که تمام قوانین ومعادلاتشان در خدمت اهداف پست وحیونیشان بوده وهست.در این مدل حکومت ها همیشه کسانی هستند که زیر چرخ های استکبار له میشوند و حاکمان ظالم  صدای شکسته شدن استخوانهای مستضعفان را میشنوند،ولی از بس در حرام و حرام خواری غرق شده بودند که هیچ گاه به روی خودشان نیاوردند.

نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد حمایت امریکا و اسرائیل از حاکمان دیکتاتور وسران ظلم جور است.باصورت گرفتن انقلاب وقیام درکشورهایی که حاکمان دیکتاتور در راس آنهاست، این امر محرز میشود که دیگر آمریکا و اسرائیل نمیتوانند در مناسبات منطقه تاثیر گذار باشند واین اسلام است که راهبری میکند چون غلبه مستضعفان بر مستکبران از بشارتهای خداوند در قرآن است:"ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین"

امام خمینی(ره) در همین مکتب تربیت شده است .واز جمله تربیت شدگانی است که بر تمام تعالیم اسلام وقران اهتمام دارد.

وقتی ظلم در در ایران ومنطقه بیداد میکرد ایشان بنا بر تعالیم مکتب امام حسین(علیه السلام)که:باید بر علیه حاکم ظالم وستمگر قیام کرد،مسلمانان مستضعف را که سالیان سال در زیر ظلم له شده بودند، بر علیه شاه ملعون دعوت به اتحاد کرد.وبه دنیا اسلام سیاسی را به دنیا معرفی کرد.امام خمینی (ره )اریه اسلام سیاسی،نشان داد که در باب فقاهت مجتهدیست جامع الشرائط.

انقلاب اسلامی پس از سالسان سال مجاهدت علما ومردم غیور به پیروزی رسید.انقلابیکه شاخصه اصلی ایش اسلام است که خیز برداشته برای درست کردن جامعه دینی تا به هدف والایش یعنی تمدن اسلامی برسد.آری انقلاب اسلامی توانست با یاری خداوند و رهبر حضرت روح الله،استخوانهای بزرگترین متحد امریکا را در منطقه خورد کند.

 امام خمینی(ره) میفرمودند:باید انقلاب را به تمام جهان صادر کرد.این فرمایش امام تکلیف بسیار سنگینی را بر عهده مسلمان انقلابی میگذارد که با ید همیشه مبلغ اهداف انقلاب بود تا تاثیر انقلاب اسلامی ایران در دنیا همه گیر شود.فرمایشات خمینی کبیر همیشه راهگشای ملتهای مستضعف بوده وهست.ایشان در پیامی که در سال1360 به مناسبت موسم حج،خطاب به ملتهای مسلمان چنین میفرمایند:"هان ای مسلمانان جهان ومستضعفان تحت سلطه ستمگران،به پا خیزید ودست اتحاد به هم دهیدواز اسلام ومقدرات خود دفاع کنیدواز هیاهوی قدرتمندان نهراسید که این قرن به خواست خداوند قادر،قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران وحق بر باطل است.جهان باید بداند کخ ایران راه خود را پیدا کرده است وتا قطع منافع آمریکای جهانخوار،این دشمن کینه توز مستضعفین جهان با آن مبارزه ی آشتی نا پذیر دارد"

آری دیری نپایید که پیش بینی حضرت روح الله تحقق یافت و شوروی سابق از هم پاشید.

ولی این پایان سرنگونی استکبار در جهان نبود.در 8سالدفاع مقدس ایران سلامی با دینش در مقابل دنیای استکبار ایستاد.در این نبرد نا برابر فضیلتهای زیادی از رزمندگان اسلامی به نمایش گذاشته شد که در قیامهای اسلامی از شاخصه های انقلابهاست.خصلتهایی مثل :ایثار و شهادت طلبی در راه احقاق حقیقت اسلام و...این فضایل بعد از قیام حضرت سیدالشهدا در میان ملتهای مسلمان کم رنگ شده بود .شهادت طلبی باید پشتش ایمان وعقیده راسخ باشد که این روحیه در سایه انقلاب اسلامی درقلب رزمندگان سپاه اسلام تقویت شده بود طوری که "اللهم الرزقنی شهادت فی سبیلک"از دعای قنوت آنان حذف نمیشد.


آری اینهای ارزشهایی بودن که انقلاب توانست انها را به دنیا صادر کند والان سرمشق انقلاب هایی ملتهایی مثل لبنان ،فلسطین ومصر است.

چنان این ارزشها در دل ملتهای مسلمان رسوخ کرده که زن مسلمانی در مصر باکمال اطمینان میگوید:اگر شهید بشوم بهتر از ان است که تحت سلطه حکوت ظالم  یک عمر با خواری زندگی کنم"

واین شکست بزرگی برای آمریکا ومتحدانش است.

حال این انقلاب با آموزه های گران قدرش که ریشه در اسلام وتشیع دارد الگوی جنبشهای اسلا میستبعد ار انقلاب انتفاضه ها فلسطین وپیروزی های حزب الله لبنان با محوریت رهبری امام خمینی (ره)ورهنمودهای آمام خامنه ای(حفظه الله)،شکل گرفت.پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه ومبارزات فلسطین در جنگ 22 بر علیه اسرائیل غاصب نمونه واقعی وعینی از صدور انقلاب اسلامی ایران است.

قیامهای عدالت طلبانه ملتهای مسلمان تونس،مصر،اردن و... را باید رد این راستا دانست. زیرا  شعارهای الله اکبر،لااله الالله،مرگ بر آمریکا ،مرگ بر اسراییل،ما از شهادت نمیهراسیم و.. نشان دهنده ان است که پیامهای انقلاب اسلامی را خوب در یافته اند.قیام مردم تونس کبریتی بود بر انبار کاه که شاهد همه گیر شدن این قیام در ملتهای مسلمان بر علیه سران مستکبرشان هست.حاکمان این ملتها توهم دارند که میتوانند با فشار وتهدیدات نظامی این حرکت عظیم را مهار کنند .ولی زهی خیال باطل چون با ریخته شدن خون درخت انقلاب تنومند میشود وفریادها جان تازه گرفته وانقلاب رنگ خدایی میگیرد.

این انقلابها لرزه برتن آمریکای جنایتکار ومتحدانش میاندازد مخصوصا اسرائیل که در وسط قائله ست.سیلوان شالوم،معاون نتانیاهو،با نگرانی اظهار میدارد:"در مرزهای اسرائیل حکومتای اسلامی شبیه ایران در حال شکل گیری است"

 حضرت امام خامنه در 28 آبان 88فرمودند:

"شکی نیست  حقایقی که خداوند تقدیر کرده اسن ،خاور میانه جدید شکل خواهد گرفت.وان خاور میا نه "اسلام "ست"

وحال شاهد آن هستیم که پیش بینی خلف صالح رهبر کبیر انقلا ب ،امام خمینی میرود که تحقق بیابد .که با فرار ننگین "بن علی و حسنی نا مبارک"جهشی عظیم در این راستا صورت گرفته است و میرود که ملت مسلمان و مظلوم غزه از محاصره درآیند.آری خاور میانه جدید در حال شکل گیریست،خاورمیانه ایکه دیگر آمریکا جایگاهی در آن ندارد واین اسلام است که راهبری میکند.

حال به عینه میبینیم که قرن ،قرن پیروزی مستکبران بر مستضعفان است.

درآخر خالی از لطف نیست که به سخن تاریخی جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان اشاره کنیم که میگفت:"هرجا که صدای لا اله الا الله به گوش میرسد آنجا مرز عقیدتی ماست"آری دلهای همه مسلمانان جهان باید برای مستضعفان ومظلومان بطپد .تا درآینده شاهد باشیم که انقلاب اسلامی جهانگیر شده و مسلمانان ومستضعفان از زیر سلطه استکبار رهایی یابند.


تفاوت انقلاب‌های مردمی و انقلاب‌های رنگین
نویسنده : دیده بان
جمعه 22 بهمن 1389

عبدالله گنجی

تا پیش از دوران پست‌مدرن و پست پوزیتویسم، انقلاب‌ها از جهت وقوع اجتماعی یک شکل را طی می‌کردند، بدین معنی که عوامل زمینه‌ای و تسریع‌‌کننده انقلاب به سرعت به خشونت و ساختارشکن تبدیل می‌شد و نظم سیاسی و پیشین فرو می‌پاشید و نظم جدید حاکم می‌شد. بعد از شروع جهانی‌سازی شکل دیگری از انقلاب‌ها در جهان تئوریزه شد و در چند کشور به عنوان پایلوت اجرا گردید که به آنها انقلاب رنگین می‌گویند. روند حرکت‌های تحول‌خواهانه در خاورمیانه و شمال آفریقا نشان می‌دهد که شیف پارادائمی انقلاب‌های خشونت‌بار صرفاً به سمت انقلاب‌های رنگین نبوده است، بلکه اکنون پدیده انقلاب‌های مردمی نیز متأثر از فضای پست‌مدرن است، بدین معنی که انقلابیون به مانند انقلاب‌های روسیه، چین و فرانسه دست به خشونت نمی‌زنند و در عین حال از انقلاب‌های رنگی نیز کاملاً متفاوت هستند، بنابراین زایش انقلاب‌های مردمی در روزهای آتی نه از نوع انقلاب‌های دوران جنگ سرد پیش از آن است و از نوع رنگی آن، بنابراین عرصه سیاست‌ورزی در جهان معاصر، ورژن جدیدی از انقلاب‌ها را مشاهده می‌کند که قبلاً آن را ندیده است، در زیر به تفاوت ماهوی انقلاب‌های مردمی جدید با انقلاب‌های رنگین و انقلاب‌های قدیم اشاره می‌شود:

1-‌ انقلاب‌های مردمی آرمانخواه و مبتنی بر ایدئولوژی بومی و ملی است و توسط همه توده‌ها از پایین به جوشش درمی‌آید و همه شئون جامعه را دربرمی‌گیرد، اما در انقلاب‌های رنگی یک عنصرمحوری غرب‌گرا، محور انقلاب است و انقلاب رنگی با حمله اقلیت به پارلمان اتفاق می‌افتد و توده مردم در آن درگیر نیستند.
2-‌ انقلاب‌های مردمی درون‌زا و مبتنی بر فشارهای مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، سرکوب و تحقیر ملی است اما انقلاب‌های رنگین یک پروسه مطالعه شده توسط مؤسسات امریکایی طرفدار لیبرال‌دموکراسی است و هزینه‌های آن نیز توسط همان مؤسسات یا CIA پرداخت می‌شود. در انقلاب‌های رنگین فقط غرب‌گرایان به میدان می‌آیند و معمولاً بخشی از جنبش دانشجویی و مطبوعات نقش اصلی را به عهده دارند و علیه ایدئولوژی ملی و بومی قیام می‌کنند، حال آنکه انقلاب‌های مردمی توسط قشری خاص سازمان نمی‌یابد و همه اقشار را درگیر می‌کند و انگیزه آن نیز در بستر تاریخی و به صورت تدریجی به‌وجود آمده است.
3-‌ در انقلاب‌های رنگین فقط عناصری از جناح شکست‌خورده داخل به میدان می‌آیند(ایران، اوکراین، گرجستان، قرقیزستان) اما در انقلاب‌های مردمی، ملت‌های آزاده در سراسر جهان از اصالت و حقانیت مطالبات توده مردم حمایت می‌کنند، به طور مثال تاکنون در 15 کشور جهان راهپیمایی حمایت از مردم مصر صورت گرفته است، حال آنکه در انقلاب‌های رنگین اینگونه نبود.
4-‌ بزنگاه و لحظه وقوع انقلاب رنگین فردای برگزاری انتخابات عمومی است، بدین معنی که طبق قواعد فرموله‌شده مؤسسات غربی فقط فردای انتخابات است که می‌شود مردم را به بهانه تقلب به میدان آورد، لذا انگیزه به میدان‌آمدگان در انقلاب رنگی جابه‌جایی قدرت به بهانه تقلب است اما در انقلاب‌های مردمی، تحقیر ملی در مقابل بیگانگان، بحران هویت و مشروعیت، بحران مشارکت و تضاد طبقاتی و فقر مفرط و ایدئولوژی‌زدایی بومی، از انگیزه‌های اصلی اعتراض انقلابیون است.
5-‌ در انقلاب رنگی طراحی و مهندسی در بیرون از مرزها انجام می‌شود. عناصر داخلی فقط وظیفه بسیج اجتماعی را به عهده دارند و در مورد زمان انقلاب نیز قادر به تصمیم‌گیری نیستند، فقط می‌دانند که زمان شروع، فردای برگزاری انتخابات است اما زمان وقوع انقلاب‌های مردمی به رکود در قدرت حاکم، انسداد مشارکت، فشار سرکوب و... بستگی دارد.
6-‌ در انقلاب‌های رنگی غرب به صورت فعال عمل می‌کند، یعنی از شروع پروسه تا پایان آن را خود برنامه‌ریزی کرده است و فرمول‌های طراحی شده را یکی پس از دیگری به میدان می‌آورد اما در انقلاب‌های مردمی، غرب با خلأ اطلاعات مواجه است و در روزهای اولیه انقلاب به صورت کاملاً منفعلانه و سردرگم عمل می‌نماید و مواضع مسئولان سیاسی و رسانه‌ای آنان تابع تغییر شرایط است و به صورت مرتب دچار چرخش می‌گردد، اما در انقلاب‌های رنگین غرب بلاتکلیف نیست و از نقشه راه برخوردار است.
7-‌ در انقلاب‌های رنگی فقط مرکز حکومت و مراکز حساس حکومتی مورد هجوم قرار می‌گیرد اما در انقلاب‌های مردمی در هر شهر و روستایی که نظر افکنیم، حرکت و قیام را می‌توان مشاهده کرد.
8-‌ در انقلاب‌های رنگین، هدف جابه‌جایی عناصر در پارلمان و رأس حاکمیت است و دراین گونه انقلاب‌ها عناصر رأس حاکمیت که باید سرنگون شوند، از مخالفان غرب محسوب می‌شوند اما در انقلاب‌های مردمی، قیام علیه وابستگی به غرب و علیه دیکتاتورهای مورد حمایت غرب است.
9-‌ در انقلاب‌های رنگین، سیر حرکت انقلابیون، برق‌آسا و چندساعته است، اما انقلاب‌های مردمی معمولاً ماه‌ها و حتی سال‌‌ها به طول می‌انجامد. به طور مثال انقلاب چین از سال 1935 تا سال 1949 به طول انجامید و انقلاب اسلامی نیز از سال 1342 تا سال 1357 طول کشید اما انقلاب‌های رنگین در گرجستان و اوکراین در کمتر از 48 ساعت به وقوع پیوست.

کوتاه بودن زمان انقلاب‌های رنگین به علت انتخاب زمان انقلاب(فردای انتخابات عمومی) و طراحی حساب شده غرب و شناسایی دقیق نقاط ضعف و قوت حاکمیت مستقر است. اما در خصوص مقایسه انقلاب‌های مردمی قرن بیستم و انقلاب‌های مردمی کنونی نیز تفاوت‌های آشکاری وجود دارد.:

1-‌ انقلاب‌های مردمی قبلی ضمن برخورداری از ایدئولوژی مشخص(اسلام، ناسیونالیسم، مارکسیسم) دارای رهبری فرهمند بود. متأسفانه انقلاب‌های مردمی فعلی در شمال آفریقا اکنون از این خصیصه محرومند.
2-‌ انقلاب‌های مردمی قرن گذشته از سطحی از خشونت برخوردار بودند و انقلابیون با تصرف مراکز حیاتی حاکمیت همچون صدا و سیما، کاخ ریاست جمهوری، پادگان‌ها و فرودگاه‌ها اصل تمام‌کنندگی را به نمایش می‌گذاشتند، اما انقلاب‌های مردمی فعلی از صبوری خاصی برخوردارند و توقع دارند حاکمیت با شنیدن صدای آنان که به صورت مسالمت‌آمیز عنوان می‌شود، قدرت را رها نمایند که ظاهراً این رویکرد در مصر و یمن تاکنون موفق نبوده است و حفظ مراکز حیاتی توسط حاکمیت موجب عدم قطع تنفس آن گردیده است، بنابراین فقط رهبری ایدئولوگ و دگرگون‌سازی می‌تواند انقلاب‌های مردمی را بدون فرسایش به پیش ببرد، امید است این مهم به انقلاب‌های مردمی کنونی اضافه گردد.


صدور انقلاب اسلامی به روایت تصویر//دیده بان//
نویسنده : دیده بان
سه شنبه 19 بهمن 1389
امام خمینی (ره):باید انقلاب اسلامی را به دنیا صادر كنیم.
آری بشارت حضرت روح الله  تحقق یافت.وهم اكنون از شكسته شدن استخوانهای استكبار لذت میبریم.

تظاهرات مردم مصر علیه رژیم حسنی مبارك

حضور مردم در روزهای پیروزی انقلاب

تظاهرات مردم مصر علیه رژیم حسنی مبارك

حضور مردم در روزهای پیروزی انقلاب



حضور مردم در روزهای پیروزی انقلاب

تظاهرات مردم مصر علیه رژیم حسنی مبارك

حضور مردم در روزهای پیروزی انقلاب


تظاهرات گسترده مردم مصر علیه رژیم حسنی مبارك

حضور مردم در روزهای پیروزی انقلاب


 و این پایان سریال صدور انقلاب نیست...

اندكی صبر سحر نزدیك است.

:: مرتبط با: سیاسی , انقلاب اسلامی ,
حضرت امام خمینی(ره): باید براى ادامه انقلاب اسلامى كوشش كنیم//دیده بان//
نویسنده : دیده بان
شنبه 16 بهمن 1389

در آستانه ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی و سالروز بازگشت حضرت امام خمینى(ره) به ایران‏ فرازهایی از فرمایشات حضرت امام خمینى(ره) درباره انقلاب و راهپیمایى ۲۲ بهمن به شرح ذیل است:



حضور و آمادگى كامل مردم در راهپیمایى ۲۲ بهمن، دشمنان را شگفت‏زده مى‏كند.(۱)

دو ویژگى مهم انقلاب؛ اسلامى و مردمى‏بودن‏
این انقلاب ویژگیهاى بسیار مثبت داشت و دارد. این انقلاب از باب این‏كه یك انقلابى از خود ملت بوده است و مثل انقلابهاى دیگرى (نبود) كه اكثراً یا همه، انقلابِ ملت مستقیماً نبوده، بلكه گاهى حزبى در رأس بوده است و انقلاب كرده است و گاهى حكومتى بر حكومت دیگر قیام كرده است، بر ضد حكومت دیگر و او را سرنگون كرده است. انقلاب ایران نه مثل كودتاهاى دنیا است و نه مثل انقلابات دنیا، (بلكه) خودش یك انقلاب خاص است، انقلابى است از خود ملت با فریاد "اللَّه اكبر " و با فریاد جمهورى اسلامى. 

این دو خصوصیت كه یكى خود ملت در صحنه حاضر هست و بود و یكى این‏كه راه یك راه بود؛ یك راه اسلامى، این دو خصوصیت و دو ویژگى اسباب آن شد كه بعد از این‏كه این قدرتهاى شیطانى - كه در ایران هدایت مى‏شد و همه قدرتها هم در دنبال آن بودند - به شكست رسیدند، این طور نبود كه ملت كنار برود و بگوید كه ما رژیمى را كنار زدیم و حالا اشخاص خاصى در صحنه بیایند و كشور را اداره كنند. خود ملت در همه جا و در همه ارگانها حاضر بودند و تمام جهات انقلاب جوشیده از متن ملت بود.(۲)

بزرگترین ارزش انقلاب؛ اسلامى‏بودن‏
ملت ایران، خواهران و برادران عزیز مى‏دانند كه انقلاب عظیم ایران كه در نوع خود كم‏نظیر یا بى‏نظیر است، از ارزشهاى بزرگى برخوردار است كه بزرگترین آن، مكتبى‏بودن و اسلامى‏بودن آن است؛ همان ارزشى كه پیامبران عالیمقام در پى آن قیام نمودند.
باید ملت شریف كه چنین انقلابى بزرگ را نموده است، در ادامه آن هر چه بیشتر كوشا باشد و حضور خود را هر چه والاتر در صحنه اقامه عدل الهى به ثبت رساند. عزیزان من! باید بدانید كه ارزش انقلاب هر چه بیشتر باشد، فداكارى در راه تحقق آن ارزشمندتر و لازمتر است.(۳)


ایمان و عقیده؛ علت حضور ملت در صحنه‏
تاكنون هر چه بركات به این جمهورى اسلامى رسیده است و هر چه پیروزى نائل این ملت مظلوم - كه در طول تاریخ مظلوم بود - عاید شده است، از حضور ملت و همه قشرها است (كه) در صحنه‏اند و از این‏كه جمهورى اسلامى را از خود مى‏دانند، چنانچه از خودشان است. اسلام اختصاص به شخصى دون شخصى ندارد. اسلام، اسلام همه است و جمهورى اسلامى خدمتگزار به همه است و مال همه است.(۴) 

امروز بحمد اللَّه ملت ایران ملتى است مؤمن و رزمنده و داراى عقیده و جهاد براى عقیده است و مادامى كه این روح بزرگ در كالبد ملت ما است، از توطئه‏ها و كجرویها و سایر چیزهایى كه براى ملت ما بوده است و در پیش است، هراسى نیست. آن ملت باید از مشكلات هراس داشته باشد كه ایمان نداشته باشد. آن كه ایمان و عقیده دارد و بپاخاسته است كه جهاد كند در راه این ایمان و عقیده و اعتقاد به این دارد كه فداكارى در راه خداى تبارك و تعالى پیروزى است و رسیدن به مقام شهادت پیروزى دیگر است، یك همچو ملتى شكست ندارد. ملت امروز یكپارچه در صحنه است و مراقب؛ مراقب توطئه‏ها، مراقب تبهكاریها و به مجرد این‏كه احساس كند گروهى یا اشخاصى برخلاف آن مسیرى كه ملت دارد - كه آن مسیر انسانیت و مسیر حق است و مسیر جهاد براى ایمان و عقیده است - به مجرد احساس مخالفت اشخاص یا گروهها با این راه، خود ملت بدون این‏كه احتیاج به این داشته باشد كه كسانى ملت را دعوت بكند یا تجهیز بكند، خود ملت مجهز است و تمام ملت همه در صحنه حاضرند و ناظر اعمال اشخاص و ناظر اعمال گروهها و جبهه‏ها هستند و خودشان جوابگوى همه چیزهایى كه بر ضد این انقلاب مى‏خواهد شكل بگیرد، هستند و بحمد اللَّه احتیاج به این‏كه كسى آن‏ها را بسیج كند، ندارند. یك همچو ملتى است كه پیروزى نهایى را به دست مى‏آورد و هر چه شهید در این راه پیروزى مى‏دهد، مصمم‏تر مى‏شود و خستگى‏ناپذیر است.(۵)

حضور مردم در صحنه؛ از الطاف الهى‏
یكى از اركان پیروزى، حضور ملت در همه صحنه‏ها است.(۶) به راستى این حضور دائمى و خستگى‏ناپذیر در صحنه و آمادگى و فداكاریهاى خالصانه مردم دلیر ما براى هر مسلمانى غرورانگیز و براى جهانیان اعجاب‏آمیز است و مى‏توان گفت این هم یكى از الطاف الهى و بركات جنگ است كه این چنین مردم را به هم نزدیك و مهربان نموده و در غم و شادى یكدیگر شریك ساخته است.(۷)

حضور در صحنه؛ خنثى‏كننده توطئه‏ها
حضور شما در صحنه، امید این را مى‏دهد كه نه توطئه‏هاى داخلى موفق بشوند به آن طرحهاى شیطانى خودشان و نه هجوم خارجى بتواند به این ملت آسیب برساند. سرتاسر ایران ملتى است كه همان طور كه در اول نهضت، حاضر در صحنه بودند و با حضور خودشان بیمه كردند این كشور را و اسلام را، الآن هم در سرتاسر كشور، همه در صحنه حضور دارند.(۸)

حضور در صحنه؛ دوام انقلاب‏
(این انقلاب) یك انقلابى بود كه خود ملت انجام داد و قیام كرد و خود ملت هم از خودش دانست این انقلاب را - همان طورى كه اسلام را از خودش مى‏داند - و این اسباب این شد كه در سرتاسر كشور، خود ملت در همه حوایج اقدام كرد و حاضر در صحنه بود، بى‏تفاوت نبود، این طور نبود كه بعد از این‏كه انقلاب كردند، رها كنند و بروند سراغ كارشان، رها نكردند، در صحنه حاضر هستند و همین حضور است كه موجب این است كه آسیب نبیند این انقلاب. اگر انقلاب مال یك حزبى بود یا مال یك گروهى بود و مردم حاضر نبودند در صحنه، آن انقلاب دوام نداشت و همیشه باید با سرنیزه حفظش مى‏كردند.(۹)

حضور در صحنه؛ یأس و درماندگى دشمنان‏
حضور شما مردم عزیز و مسلمان در صحنه است كه توطئه‏هاى ستمگران و حیله‏گران تاریخ را خنثى مى‏كند، حضور شما در صحنه است كه گرد یأس و درماندگى بر چهره‏هاى منافقین و متحدان بى‏آبرویش مى‏پاشد. حضور شما مردم شجاع و با ایمان است كه خط اصیل اسلام را بر ایران و به امید خدا بر جهان حاكم خواهد نمود. حضور شما مردم مؤمن و از جان گذشته است كه روشنفكران غرب و شرق‏زده را براى همیشه رسوا مى‏كند. حضور شما در صحنه، تمام "من "ها و منیتهاى شیطانى را كوبیده و مى‏كوبد و "ما " و اخوت اسلامى را جایگزین آن نموده و مى‏نماید. حضور شما در صحنه به آمریكا و غرب و شرق و دنباله‏روهاى بى‏عقلشان هشدار داد كه این ما بودیم كه انقلاب نمودیم و این ما هستیم كه سرنوشت خود را خود تعیین مى‏نماییم و از كلمات بى‏محتواى شما گول نمى‏خوریم.(۱۰)

حضور در صحنه؛ با همان شوق اول نهضت‏
امروز ابرقدرتها، ملت حاضر در صحنه ما را متهم مى‏كنند كه از جمهورى اسلامى رو برگردانده و خسته شده‏اند. آنان ملت ایران را نشناخته‏اند و ناچار به دروغ‏پردازى پرداخته‏اند.(۱۱) 

آن‏ها كه خیال كردند یا تبلیغ مى‏كنند به این‏كه مردم دیگر در آن مسائل اسلامى و در جمهورى اسلامى سست یا بى‏تفاوت(اند و چنین تبلیغات مى‏كنند كه) مردم از جمهورى اسلامى رو برگردانده‏اند، این‏ها بیایند ببینند سرتاسر كشور اسلامى را، زن و مرد مسلمان این كشور را و زن و مرد تمام فرق مختلفه‏اى (را) كه در این كشور هست، تمام مسلمانها و كسانى كه از اقلیتهاى مذهبى هستند و پایبند به جمهورى اسلامى هستند، تمام این‏ها در سرتاسر كشور، با همان شور و شوقى كه در اول نهضت داشتند، امروز هم به همان نحو در ادامه نهضت شور و شوق دارند.(۱۲)

نقش حضور رهبرى دینى در استمرار انقلاب‏
چنانچه همه ما، همه شما، همه ملت و خصوصاً روحانیت و خطبا در صحنه نباشیم و حاضر نباشیم در قضایایى كه مى‏گذرد، مطمئن باشید كه با عدم حضور شما، به سر انقلاب آن خواهد آمد - و لو حالا در درازمدت هم باشد - كه بر سر مشروطه آمد. حفظ اسلام یك فریضه الهى است، بالاتر از تمام فرایض؛ یعنى هیچ فریضه‏اى در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نیست. اگر حفظ اسلام جزء فریضه‏هاى بزرگ است و بزرگترین فریضه است، بر همه ما و شما و همه ملت و همه روحانیون، حفظ این جمهورى اسلامى از اعظم فرایض است. اگر بنا باشد كه روحانیون كنار بروند و همین گاهى با یك قلمى اشكالات را بگویند و در رفع اشكالات كوشش نكنند و خطبا در منابر خودشان، مسائل روز را فراموش كنند و مسائل انقلاب را فراموش كنند، این انقلاب صدمه خواهد دید. اسلام به دست روحانیون تا حالا زنده ماند(ه و) هیچ قشرى در این مسأله دخالت نداشته است، جز خود روحانیون و خطبایى كه در دنباله آن‏ها بودند. از صدر اسلام تا حالا، اسلام به دست این‏ها به اینجا رسیده است.
از این به بعد، هیچ عذرى نه من دارم و نه شما و نه هیچ روحانى و نه هیچ نویسنده و نه هیچ گوینده. باید ما براى ادامه این فریضه الهى، براى ادامه این انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى كوشش كنیم و كوششمان را افزون كنیم، براى این‏كه مخالفین ما، مخالفین اسلام كوشش‏شان را هر روز افزون مى‏كنند، هر روز توطئه‏هایشان را زیاد مى‏كنند. ما هم باید در مقابل آن‏ها هر روز كوششمان را، دفاع از حق و حقیقت را افزون كنیم.(۱۳)

اطمینان مى‏دهم‏ امروز دیگر همه ملت موظف است به وظیفه الهى كه در صحنه حاضر باشد. اگر غفلت كند از این باب، گرگها آن‏ها را خواهند خورد. باید در صحنه حاضر باشند.(۱۴) 

من به همه شماها و به همه ملت ایران اطمینان مى‏دهم مادامى كه شما توجهتان به اسلام است و مادامى كه خودتان در صحنه حاضر هستید، (پیروز مى‏باشید).(۱۵)

به خوبى مردم ایران پیدا نمى‏شود
مردم را در صحنه حاضر نگه دارید كه آنچه انقلاب و ایران را حفظ كرده حضور مردم در صحنه است. در تمام دنیا مردمى به خوبى مردم ایران پیدا نمى‏شود. امروز مردم پشتیبان انقلاب اسلامى و دولت هستند. پشتیبانى مردم از دولت به خاطر این است كه دولت را اسلامى مى‏دانند و مى‏دانند كه طرفدارى از دولت، طرفدارى از اسلام است. تنها به این خاطر است كه از دولت پشتیبانى مى‏كنند، این پشتیبانى را باید حفظ كنید.(۱۶)

اطمینان كامل دارم‏
اطمینان كامل دارم كه تمامى مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامى خود هستند كه علاوه بر دهها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگى خود، امسال نیز در راهپیمایى ۲۲ بهمن، حقیقت آمادگى كامل خویش را به جهانیان نشان داد(ه) و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت‏زده (مى‏كند) كه تا كجا حاضر به فداكارى‏اند. من در اینجا خود را شرمنده و كوچكتر از آن مى‏دانم كه زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم. خداوند پاداش عظیم این همه اخلاص و رشد و بندگى را خواهد داد، ولى به آنان كه ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانى از اصول و انقلاب و روحانیت مى‏كنند، سفارش و نصیحت مى‏كنم كه در گفتار و كلمات و نوشته‏ها با دقت و مطالعه عمل كنند و برداشتها و تصورات نابجاى خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند.(۱۷)
۱) صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۲۸۶
۲) صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۳۱۸
۳) صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۶۲
۴) صحیفه امام، ج ۱۷، صص ۱۱۹ - ۱۲۰
۵) صحیفه امام، ج ۱۴، صص ۴۸۲ - ۴۸۳
۶) صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۳۲۲
۷) صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۲۸۴
۸) صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۲۸۴
۹) صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۳۱۹
۱۰) صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۴۷۳
۱۱) صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۵۲۱
۱۲) صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۲۸۴
۱۳) صحیفه امام، ج ۱۵، صص ۲۲۹ - ۳۳۰
۱۴) صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۴۱۶
۱۵) صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۳۲۴
۱۶) صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۴۵۳
۱۷) صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۲۸۶ 


:: مرتبط با: انقلاب اسلامی , سیاسی ,
وصیت نامه جالب"شهید خالد اسلامبولی"(به درک واصل کننده انورسادات).//دیده بان//
نویسنده : دیده بان
چهارشنبه 13 بهمن 1389

خالد بن احمد شوقی اسلامبولی یک افسر مصری و عضو گروه جهاد اسلامی مصر بود که به همراه تنی چند از همرزمان مسلمانش در روز ۶ اکتبر ۱۹۸۱ انور سادات رئیس آمریکایی رژیم مصر را روانه جهنم کرد.


او در سال ۱۹۵۵ میلادی در مصر متولد شد. و در مدرسه فرانسوی «نوتردام» قاهره تحصیل کرده، سپس به ارتش مصر پیوست. او در سن ۲۰ سالگی با درجه ستوانی در واحد توپخانه ارتش مصر مشغول خدمت شد.خالد اسلامبولی مدتی با جنبش اسلامی «الجهاد» که مخفیانه فعالیت می‌کرد همکاری داشت.
او پس از برنامه ریزی دقیق در روز ۶ اکتبر ۱۹۸۱ (۱۴ مهر ۱۳۶۰) هنگامی که واحدهای ارتش و نظامیان کشور مصر در سالگرد جنگ رمضان در برابر انور سادات رژه می‌رفتند، در ساعت ۱۲:۴۰ به همراه چند همرزمانش به جایگاه مخصوص حمله کرد. در این حمله علاوه بر انور سادات فرعون مصر، ۵ نفر دیگراز مقامات رژیم او نیز کشته شدند. ۲۸ نفر از جمله ۱۴ افسر آمریکایی نیز زخمی شدند.
خالد اسلامبولی به همراه سه تن از همرزمانش دستگیر و روانه زندان شدند. او و سایر متهمان در قفس‌های فولادی در دادگاه شرکت می کردند. وی طی جلسات محاکمه خود انگیزه‌اش را از قتل انور سادات، بستن پیمان سازشکارانه کمپ دیوید اعلام کرد که خیانتی بزرگ به آرمان رهایی فلسطین بود.
سرانجام خالد اسلامبولی در ۱۵ آوریل ۱۹۸۲ (۲۶ فروردین ۱۳۶۱) به اعدام محکوم شد و حکم اعدام وی در آوریل ۱۹۸۲ به مرحله اجرا گذاشته شد و به شهادت رسید.

وصیت نامه شهید خالد الاسلامبولی
پدر، مادر، خواهران و برادر عزیزم محمد!
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
.
بر شما باد التزام به احکام اسلام و عمل به قرآن و ترس از خداوند. من شما را به اطاعت از دستورات خداوند دعوت می کنم. امیدوارم به خاطر مشکلاتی که شما را دچار آنها می کنم، مرا ببخشید و مورد عفو قرار دهید.
خداوند ما را برای شهادت در راه خود انتخاب و هدایت کرد و ان شاء الله ما و شما را در بهشت در کنار یکدیگر جمع خواهد کرد.
حاکم جامعه ما طغیان کرده و جباری را پیشه خود ساخته است. امت اسلامی راهی برای خلاصی از او ندارد مگر با قتل او ...
مادرم! ناراحت نباش، چون ما به اذن خداوند در زمره شهدا هستیم. نامه من زمانی به شما خواهد رسید که در دنیای آخرت قرار داریم.
خواهرم انسیه و سمیه و برادرم محمد را به خداوند می سپارم. مبلغ پولی که نزد خواهرم انسیه است، بین فقرا و مساکین تقسیم شود و فرزندانش فاطمه و مروه با تربیت اسلامی و مقید به دستورات شرعی تربیت شوند.
ما با هم تصمیم گرفتیم که فرعون مصر را به قتل برسانیم تا شاید خداوند به خاطر این کار، ما را از ننگ دوستی باصهیونیست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحی و اخلاقی سادات و همسرش را در جامعه علنی ساخته است نجات بخشد.
اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمّدا رسول الله.


:: برچسب‌ها: شهید خالد اسلامبولی , ترور فرعون ,
اربعین حسینی با کاروان عشق//دیده بان//
نویسنده : دیده بان
جمعه 8 بهمن 1389

اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛ و اینک از صدای نحس شلاق خزان بر پیكر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد. 

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم. 

اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شكوه‌ها روانه كردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم. 

کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی .... 

در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد. 

و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه ‌السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى ‏علیه‏‌السلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است. 

آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه‏ السلام است كه مؤمن خالص را از دیگران تمیز مى‏دهد، و دوستان اهل بیت‏ علیهم‏ السلام را از غیر آنان جدا مى ‌كند. و مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت‏ حسین ‏علیه‏ السلام فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد. 

پیروان و دوستان امام حسین ‏علیه‏ السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند كه جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت ابا‏‌عبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت كرده است: «كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى ‌شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مى‌‏باشد».

دل‌هایمان بی‌تاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد. 

:: برچسب‌ها: اربعین , امام حسین , حضرت زینب , قافله اسرا ,
مسائل اصلی وفرعی کشور از دیدگاه مقام معظم رهبری//دیده بان//
نویسنده : دیده بان
جمعه 8 بهمن 1389
 عبدالله گنجی //تاكید مقام معظم رهبری بر اولویت‌گذاری بر مسائل اصلی و فرعی در دیدار با مردم قم برای چندین بار از سوی معظم‌له تكرار شد. شاید تحلیلگران و نخبگان سیاسی كشور خصوصاً نخبگان اصولگرا با ترسیم چشم‌انداز آینده كشور و اینكه جریان فتنه رو به موت است، مسائل دیگری را كه خاستگاه آن «نگرانی برای آینده» است، ‌ مسئله اصلی بدانند. 

اما برخی دیگر موضع رهبری را حجت می‌دانند زیرا شعاع دید رهبری ‌مبتنی بر جغرافیای وسیع‌تر و اطلاعات جامع‌تر است و مصلحت نظام و كشور را مبتنی بر همان اطلاعات و شعاع بهتر می‌بینند و بهتر قضاوت می‌نمایند. 

به تعبیر بهتر مسائل مهمی امروز در كشور در جریان است كه هدفمندكردن یارانه‌ها و مسئله هسته‌ای از مهم‌ترین آنهاست. اما معمولاً برای جریانات سیاسی دو مسئله مهم‌تر و آزاردهنده‌تر جلوه می‌نماید كه یكی از آنها مسئله فتنه 18 ماهه و دیگر مسائلی است كه در حواشی دولت جریان دارد. 

مقام معظم رهبری در دیدار ماه رمضان با دانشجویان، در پاسخ به دانشجویی كه دل خود را از اطرافیان رئیس جمهور پرخون می‌دید، اعلام فرمودند كه شما در برداشت خود آزاد هستید اما آنچه مهم است فرعی و اصلی دانستن مسائل است. بنابراین مسئله حواشی رئیس جمهور اگرچه برای برخی چندش‌آور و با شاخص‌گذاری‌های موجود غیرقابل تفسیر و توجیه است، اما مسئله ملی و فراملی ما چیز دیگری است. 

مقیاس اثرگذاری و تهدید بنیان‌های اصلی نظام و پیوند آن با آرزوهای استكبار و دشمنان كمین گرفته در كجا رقم می‌خورد؟ تلاش برای القای فاصله بین مردم و حاكمیت و ناكارآمد معرفی كردن حاكمیت دینی، نقطه مقابل حزب‌الله و جهت‌‌گیری اصلی كشور است. بنابراین نیروهای ولایت مدار و ولایت‌پذیر باید بدانند كه امروز التزام به ولایت فقیه باید در پیگیری و تحقق سیاست‌‌‌های كلی نظام تجلی نماید یعنی تحقق اصل 44، رسیدن به قله‌های دانش، اول شدن در منطقه در همه ابعاد و از همه مهم‌تر حفظ كانون پرفروغ انقلاب اسلامی برای جنبش‌های آزادی‌بخش و مستضعفان عالم كه سلسله جنبان سخن امام راحل بود، امروز از اولویت‌های اساسی ماست. سخنان فلان شخص اگرچه قابل دفاع نیست اما در مقیاس ملی و دینی گوش شنوایی در بین ملت ما نداشته و نخواهد داشت. 

سخنان سروش، كدیور، اكبر گنجی و عطاءالله مهاجرانی، زمانی كه در درون كشور به نام انقلاب و درون خانواده نان می‌خوردند از یاد نرفته است. آیا آنان توانستند برای مسیر اصلی انقلاب اسلامی به مثابه تهدید عمل نمایند؟ قطعاً مواضع‌ فردی افراد، اگر منطق یا گفتمان انقلاب اسلامی نباشد به صورت اتوماتیك به حاشیه خواهد رفت و در مسیر قدرت نیز نهادهای قانونی نظام حافظ مسیرهای حقوقی كشورند و نباید از این منظر نگران بود. نگرانی اصلی كشور آن چیزی است كه مقام معظم رهبری در 18 ماه گذشته در هیچ جلسه علنی خویش از آن غافل نشدند و آن، تغییر تاكتیك‌ها و تكنیك‌ها در جریان فتنه است.
فتنه از آن سو باید در كانون توجه و تمركز نیروهای انقلاب قرار گیرد كه ریشه‌های خود را در درون خانه دوانده است. قطع آن به تدبیر، زمان و حوصله و هوشمندی نیاز دارد. بنابراین هدر رفتن انرژی ذهنی و روانی نیروهای مؤمن به انقلاب در مسائل حاشیه‌ای و طرح چراهای بی‌پاسخ در مقابل مسائل بی‌خاصیت گناهی نابخشودنی است. اگرچه باید از شنیدن برخی سخنان و مواضع و اختیارات تعجب كرد اما این تعجب باید در حد یك «وقفه» از ذهن عبور نماید و حزب‌الله به صورت ناخواسته معرف و بلندگو و خبرساز برای كسانی نباشد كه ضمن «رمزآلوده بودن» حركت آنان هیچ تأثیری بر حركت انقلاب اسلامی ندارد. به تعبیر مقام معظم رهبری «ما دشمن را گم نمی‌كنیم» و هیچ حرف حق و ناحقی نمی‌تواند ما را از تمركز بر دشمن اصلی بازدارد. دشمن امروز جریانی و كسانی و قدرت‌هایی هستند كه رشد همه‌جانبه كشور و كارآمدی نظام اسلامی را هدف گرفته‌اند و ماحصل و غایت حركت آنان فاصله بین مردم و حاكمیت دینی است.


:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , پیروی ازولایت , مقام معظم رهبری , مسائل اصلی وفرعی از دیدگاه مقام معظم رهبری ,
 

 
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
\"دیده بان \"میكوشد تا در عرصه جنگ نرم،سربازی باشد برای دفاع از فرهنگ تشیع و آرمانهای انقلاب و ولایت فقیه وسكویی باشد برای رسیدن به \"بصیرت\"كه مقام معظم رهبری بارها به داشتن آن تاكید كرده . آری رسالت دیده بان سنگین است!خداوند بنده را یاری کند که از عهده این مهم برآیم.
به یاد دیده بانی که گلوله قناسه به میان ابروانش راه یافت ودر راه انجام تکلیف فی سبیل الله شهید شد.
مدیر وب سایت : دیده بان
نویسندگان
آرشیو مطالب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic